تو از کجا میدانی ؟

بهار بود و شیوانا زیر درختی نشسته بود و به آواز بلبل هایی که بالای درخت نشسته بودند گوش می داد. رهگذری با دوستانش از کنار او می گذشت , شیوانا را دید که به درخت تکیه داده و به آواز پرنده ها گوش می دهد. با لحنی مسخره آمیز کفت : آن دو پرنده به هم چه می گویند ؟
شیوانا با تبسم گفت : یکی به دیگری می گوید که این انسانها موجودات عجیبی هستند.خودشان را عقل کل می دانند و عقل خود را کامل ترین , و گمان می کنند همه عالم باید دنیا را جوری درک کنند که آنها می فهمند و اگر چیزی غیر از این بود امکان پذیر نیست ! بخصوص اینکه مردم را مسخره می کنند !
مرد رهگذر که انتظار جوابی این شکلی را نداشت با ناراحتی گفت : امکان ندارد شما بتوانید کلام پرنده ها را بفهمید ! اگر این طور بود من هم باید می فهمیدم !
شیوانا با لبخند گفت : تو از کجا می دانی من زبان پرنده ها را نمی فهمم ؟ اینکه تو نمی فهمی دلیل نمی شود که بقیه از درک آن عاجز باشند و عجیب این که دقیقا همان چیزی بود که این پرنده در مورد تو گفت !









logo-samandehi





  

صفحه اصلي | اخبار و تازه ها | جستجو | نسخه موبايل | تماس با ما
كليه حقوق و مطالب اين سايت متعلق است به مرکز آموزش یوگا
براي مشاهده بهتر سايت از Flash Player , FireFox , Acrobat Reader و اندازه صفحه 1024*768 استفاده نمائيد
طراحی و برنامه نویسی سایت توسط Zomorrod
Copyright © 2017 , I Learn Yoga , Bookmark This Site
All Right Reserved & Supported By Rasta Yoga Learning Center
آمار بازديد كنندگان : 254643 | آمار بازديد : 713735 | كاربران آنلاين : 0